taropud
میرزا عبدالله و علی اکبر خان فراهانی

قــَـلــَـندَر - مكتب ميرزا عـبـدالله
....::::  به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ء خود را  ::::....

   

چهارشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٢

 

سلام به دوستان عزیز . به علت مشکلات فراوان که داشتم ، نوشتن مطلب جدید با تاخیر زیادی مواجه شد .

ردیف ، شالوده یه اصلی موسیقی ایرانزمین است و برای رسیدن به این مقصود ، نوازنده باید زحمات زیادی را تحمل کند که این راه هموار نمیشود مگر با عشق و علاقه به این موسیقی که در خون همه یه ما ایرانی ها وجود دارد و کافیست آنرا پیدا کنیم و جوش و خروش درونی خود را برانگیزیم .

همانطور که قبلا ذکر شد ، میرزا عبدالله ردیف را بر اساس آموخته هایش از پسر عمویش آقا غلامحسین تصنیف کرد و نیز گفته شد که آقا غلامحسین هر چه میدانست از پدر میرزا عبدالله داشت .

اجرای ردیف تنها راه ممکن برای رسیدن به اوج زیبایی و آفرینندگی در موسیقی ایرانیست . که در این میان نوازنده به اصول زیبایی شناختی و بداهه نوازی دست می یابد .

اصولا در ابتدا هنرجویان با نغمات و قطعاتی سر و کار دارند که اساتید برای آموزش ابتدایی مشخص کرده اند و در این بین کسانی هستند که به سرعت راه پیشرفت و ترقی را طی نموده و قطعات را به خوبی فرا میگیرند . و تبدیل به نوازندگانی به ظاهر توانا میشوند ،ولی هنگامی که به ردیف نوازی میرسند تبدیل به نوازندگانی مبتدی میشوند و انگار که هم اینک ساز را بدست گرفته اند .......

باری ردیف در این دشواری دارای زیبایی و معنویت عمیقی ست که نوازنده را مجذوب خود میکند . هنگامی که به گوشه های ردیف بطور دقیق و گوشه به گوشه بپردازیم میبینیم که جملات سادهء گوشه ها ، با وجود زینت های وزنی و اجرایی ( ریتمی ) بصورت باورنکردنی تبدیل به نغماتی زیبا و فراگیر شده اند ...... بدین سبب فراگیر عرض میکنم که شما هر گوشه را می توانید بسط دهید و نوعی بداهه نوازی خلق کنید . البته این کار استعداد و تبحری خاص میخواهد .....

تا قبل از وارد شدن خط نت به ایران و موسیقی ایران ، ردیف از راه سینه به سینه ( یعنی شاگرد و استاد در مقابل هم می نشستند و گوشه ها را یک به یک و جز به جز ، استاد مینواخت و شاگرد با تکرار ان را به خاطر می سپرد ) تعلیم داده میشد و کنون نیز با وجود چاپ شدن ردیف بصورت نت ، کماکان بهترین راه برای حفظ کردن ردیف و صحیح نواختن آن همان راه قدیمیست .

اگر کسی که ردیف را خوب میداند ، کل ردیف میرزا عبدالله را بنوازد ، حدود 5 ساعت است و در این 5 ساعت چیزی غریب به 250 گوشه از 7 دستگاه موسیقی ایران وجود دارد .

حق نگهدارتون

 

گنج سوخته

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد(نظر بدین )

عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٢





 

عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٢






جمعه ٢۳ آبان ،۱۳۸٢

 

سلام دوستان . از اينکه خيلی دير کردم واسه مطلب جديدم شرمندم . راستش دارم در مورد رديف ميرزا عبدالله و آقا حسينقلی تحقيق ميکنم . اگه فرصت بشه توی چند روز آينده يک مقدارش رو مينويسم .

يا حق

 

گنج سوخته

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد(نظر بدین )

عناوین مطالب وبلاگ

  :: جمعه ٢۳ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: جمعه ٢۳ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: جمعه ٢۳ آبان ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

  :: جمعه ٢۳ آبان ،۱۳۸٢





 

عناوین مطالب وبلاگ

  :: جمعه ٢۳ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: جمعه ٢۳ آبان ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

  :: جمعه ٢۳ آبان ،۱۳۸٢






چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢

 

اسم موضوع در جملات مستتر است !!!

 

با سلام به بزرگواران : مطالبی که در برخی از آپ دیتهای اخیر نوشته ام یکی از هزاران درد و رنجی است که این ملت با آن روبرو هستند . در بین این درد و رنجها اصولاٌ دردهایی که بحث عاطفی و روحی دارند بیشتر آزار دهنده هستند. تصور اینکه انسان بخواهد موسیقی دلخــواهش را بشنود یا بنــــوازد و شخصی بــا مضحک ترین دلایل بر روح و جسم او تــاثیر منفی بگذارد ، بسی جانکاه و دردناک است ... اکثرعزیزانی که  به این وبلاگ قدم رنجه می کنند بدون اینکه کوچکترین تاثیری ( غم یا شادی ) از مطالب وبلاگ در خود احساس کنند ... فقط می آیند و می روند ( البته ناگفته نماند اگر در پیشگاه هر کدام از این عزیزان بنشینیم کوهی از دلتنگی و دردآگاهی می نمایند !!! ... ) عزیزم این داستان ممکن بود برای من یا شما هم اتفاق بیفتد ولی گریبان همخون دیگری را گرفت ( مطلبی که در مورد مهرانه دختری که با عشق به زندگی  در انتظار مرگ نشسته است  و من در دو یا سه آپ دیت قبلی در موردش نوشته بودم از این  قاعده مستثنی نیست . ) عزیزم چرا بی تفاوت به وجدان خویش و درد ملی هیچ کلامی با ما سخن نمی گویی و می روی ؟؟؟ ...

 

غرض ز مسجد و میخانه ام وصال شماست          جز این خیال ندارم خدا گواه من است

بگذریم ...

یکی از دوستان من که چندی است به جرگه پویندگان موسیقی ایرانی پیوسته است ، بنا به علاقه و اصرار خودشان وبلاگی در همین مورد تنظیم کرده اند که البته به خاطر نزدیکی مکتبهای یاد شده سعی کردیم این دو(مکتبهای میرزا عبدالله و میرزا حسینقلی) وبلاگ را تا جای ممکن شبیه به هم طراحی کنیم ... توضیحات در مورد مرحوم میرزا حسینقلی و مکتب ایشان را به این دوست عزیز ( شهر آشوب ) واگذار میکنم . شهر آشوب بسیار مستعد و علاقه مند به فراگیری است و روزی که با ایشان آشنا شدم عجیب در مورد موسیقی غرب اطلاعات  داشتند و نیز وبلاگ بسیار موفقی را هم در این زمینه ( موسیقی متال ) رهبری می کردند ... به هر حال در مورد موسیقی متال زمین و ایران زمین با هم صحبت کردیم و شهرآشوب با علاقه بسیار زیاد ( که این علاقه را  کمتر نزد دوستداران موسیقی های دور می توان یافت ) به حرفهای من گوش داد و با توجه به شناخت عمیقی که از موسیقی متال داشت و باور تفاوت بسیار زیاد بین این موسیقی و موسیقی ایران زمین ( البته من هیچگاه هیچ موسیقی را قابل قیاس با موسیقی باستانی ایران نمی دانم ) از جهات گوناگون از جمله : اصالت دیرینه ، فرهنگ بالای عرفانی ،... و وجود تقریبا هزار گوشه که هر کدام از این گوشه های موسیقی بیانگر یکی از عواطف و احساسات لطیف ما ایرانیان می باشد . سهل انگـاری در مورد موسیقی باستانی خود را پذیرفت . به هر روی همچنان که مرا تا به حال تنها نگذاشته اید ، شهرآشوب را هم یاری کنید ... حق نیز یار شما باشد ...

 

نه عمر خضر بماند نه ملک اسکندر              نزاع بر سر دنیای دون مکن درویش

 

گنج سوخته

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد(نظر بدین )

عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢





 

عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢






سه‌شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٢

 

اربابان حماقت !

 

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز . چند روزی گرفتار بودم و نتونستم بیام آپدیت کنم ولی امروز مطلبی شنیدم که مجبور شدم برای شما هم بگم . همون دوستی که قبلا ( مربوط به مطلب نوای شکایت ) در موردش صحبت کرده بودم چند روز پیش رفته دانشگاه که از ریاست دانشگاه اجازه تاسیس گروه موسیقی ایرانی بگیره و راهنماییش میکنن به حراست دانشگاه ! شخصی با کـَـلــّـه ای حجیم به این دوست ما میگه : "من همون کسی هستم که برای میلاد حضرت قائم (عج) به شما اجازه یه اجرای برنامه ندادم !!!! ( خلاصه کردم دیگه ! ) الانم بهتون اجازه نمیدم که این گروه مطربی رو تشکیل بدین ! به این دلیل که ساز حرام است و گوش کردنش حرام و .... سایر بهانه ها و گیرهایه الکی و بی اساس و ... ! خلاصه این بنده خدا حالش خراب میشه و رئیس دانشگاه براش آب قند میاره !!!!! و بهش دلداری میده !!!!!!! ( خدا بده از این رئیسااااا !!!!)

هر کی از یه طرف حرفی میزنه ! یکی میگه حلاله یکی میگه حرومه ! حالا نه فقط موسیقی ! خیلی از چیزایه دیگه هم همینجوره . یارووو ( جای 25 تومانی رو پیشونیش !) اومده بود خیابون . بچه اش داشت My name is slim shady (eminem) میخوند !!! حالا واسه ما قیف حروم و حلال میاد !

 

ای داد : روزگاریست که دل چهره مقصود ندید    * * *    ساقیا آن قدح آینه کردار بیار

 

آره دوستان وقتی هر کدوم از جوونای ما دنبال یه موسیقی هستن و آخرشم نمیدونن چه چیزی باید گوش بدن یه همچین ادمایی برای موسیقی که تو خون ماست تصمیم میگیرن . همه موسیقی ها زیبا هستن ولی چرا مردم ما نمیخوان میراث دار موسیقی (ملــّی ) خودشون  باشن !!؟ موسیقی که در رگ و خون ماست و شنونده های موسیقی های دور دست! عموما بعد از 25 سالگی !!! به یاد این موسیقی و این میراث عظیم خودشان میافتند ! که شاید برای فراگیری خیلی دیر باشه و حسرتی بزرگ براشون باقی میمونه .

بگذریم ! بحث سر این دوست و هزاران همخون دیگر ماست که چنین بوسیله نمایندگان جاهلیت دلشکسته میشوند و باعث اصلی خود ماییم و جوانانمون که به این اربابان جهل پر و بال میدیم . البته اینم بر میگرده به سیاست اربابان جهالت که در عین سادگی ما علیرقم جهلشان بسیار عاقلند و کاری را در پیش گرفته اند که جوانان ما از ریشه و بن خود دورکنندد تا به مرور زمان خود و مملکت خویش را به دست نابودی سپارند . در این مورد اخر بحث زیاده که میزارم واسه بعد...

 

با خواری در روزگار ننگ باشد زندگانی        * * *     مرگ بـِه  تا چنین زندمانی

 

خوب دیگه پاشین برین خونتون !

 

 

گنج سوخته

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد(نظر بدین )

عناوین مطالب وبلاگ

  :: سه‌شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: سه‌شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: سه‌شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

  :: سه‌شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٢





 

عناوین مطالب وبلاگ

  :: سه‌شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: سه‌شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

  :: سه‌شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٢






پنجشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٢

 

سلام....خوابم مياد اساسناک،ولی يه موضوعی هستش که بايد به عرض حضار محترم برسونم.عرض کنم که :چند وقت پيش از دوستی شنيدم:يه ایرونئ،يه هموطن،يه همخون من و شما،نياز به کمک داره.ایشون مشکل ريوی داره و ۱۹ سالشه . پدر و مادرش با هزار بدبختی تا حالا نگهش داشتن ولی متاسفانه ۷۰٪ از ششهاش از بين رفته و با مشکل خيلی جدی روبرو شده .
همراه شو عزيز تنها ممان به درد***کين درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نميشود
عزيزم ، ايرانی، همدرد، اين دوست عزيزمون دستشو به سوی خدا دراز کرده . بيا تا من و تو نقش وسيله ای را بازی کنيم که خدا سر راهش قرار خواهد داد .

درمان بيماری ايشون فقط از  راه پيوند ريه هستش که ۲۵۰ ميليون تومان هزينه داره . تا حالا ۲۰ ميليون تومان جمع شده . . . عزيزم ميدونی که اگه از ۲۳۰ هزار نفر از اين ۶۰-۷۰ میليون نفر فقط ۱۰۰۰ تومان کمک کنند بزودی مشکل اين دوستمون حل ميشه و دوباره سالم و سلامت در کنار ما خواهد بود .
خوب راستش من زياد اطلاعی در مورد شماره حساب و وبلاگهايی که در موردش مينويسن و کمک ميکنن ندارم چون خودم تازه متوجه شدم . ولی ميدونم وبلاگ  خاله ريزه و ساده دل و متال بلاگ در اين مورد نوشتن .و ظاهرا از همه مهمتر وبلاگ شب شکن هستش( لينک ساده دل همونجوری هستش فکر کنم !) . در اولين فرصت اطلاعات بيشتری رو بدست ميارم و درج ميکنم .

دشوار زندگی هرگز برای ما * * * بی رزم مشترک آسان نمی شود

حالا که جوونمردی تا آخرش برو !
يا علی مدد

 

گنج سوخته

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد(نظر بدین )

عناوین مطالب وبلاگ

اگه جوونمردی تا آخرش بخون :: پنجشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

اگه جوونمردی تا آخرش بخون :: پنجشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

اگه جوونمردی تا آخرش بخون :: پنجشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

اگه جوونمردی تا آخرش بخون :: پنجشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٢





 

عناوین مطالب وبلاگ

اگه جوونمردی تا آخرش بخون :: پنجشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

اگه جوونمردی تا آخرش بخون :: پنجشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

اگه جوونمردی تا آخرش بخون :: پنجشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٢






سه‌شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٢

 

سلام خدمت عزيزان........

کساني که به نوعي آنتي موسيقي هستندبه قدري هوا رو گرگ و ميشي کردن که گهگاه به مناسبت خطاي ديد احساسات،دوست، دشمن مينمايد.

دوست عزيزي که آهنگ وبلاگ رو نقد کرده بودند.آپ ديت بسيار زيبايي گذاشته اند ،که حقير را از بسياري فراموش شده ها با خبر کرد!!!زهي توفيق......

باري ما به خطا ايشان را دشمن پنداشتيم....که شرم همي آيدم ز حاصل خويش......

خدا ببخشدمان و ايشان حلال کند...

بله دوستان، عزيزي ميگفت:موسيقي همچو درياست..........

عده اي به طرف اين دريا مي روند،يکي مصافتي را در دل دريا پيش ميرود،ديگري دستي در آب مي شويد،و يکي ديگر از ساحل فقط تماشا ميکند...

اگر از آنها بپرسي که کجا رفته اند ؟ ميگويند:به دريا رفته ايم.......

عزيزم؟! ميدانم که دريافته اي ،دريا رفتن آنها متمايز از يکديگر است...

يکي در دل دريا(موسيقي) مسافتي شنا ميکند...

ديگري کمتر...و آخرين هيچ...........ولي هر سه مدعي هستند!!!!!!!!!!!

بلي ،عزيزترين!

دوست خوب و صبورمان در آپ ديت اخير(خطاب به مدعيان) نوشته اند:جرأت نيست از روي صدق کلامي در مورد استاد يا ساز زدن و........ ايشان(مدعيان هنر)بيان کني.........با مدعي مگوييد اسرار عيش و مستي.........تا بي خبر بميرد در درد خود پرستي.....

تموم شد برين خونتون تا برنامه بعد!!!!!!!

 

 

 

گنج سوخته

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد(نظر بدین )

عناوین مطالب وبلاگ

نوای گلايت!!! :: سه‌شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

نوای گلايت!!! :: سه‌شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

نوای گلايت!!! :: سه‌شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

نوای گلايت!!! :: سه‌شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٢





 

عناوین مطالب وبلاگ

نوای گلايت!!! :: سه‌شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

نوای گلايت!!! :: سه‌شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

نوای گلايت!!! :: سه‌شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٢






جمعه ٢٥ مهر ،۱۳۸٢

 

اين مطلب اختصاص داده شده به انتقاد دوست خوبمون ، در مورد اهنگ وبلاگ .  نقد ايشون درقسمت نظر دهي مطلب قبلي ميباشد . (البته اين متن قرار بود بصورت كامنت براي ايشون فرستاده بشه ولي بدليل حجم زياد مطالب و دسترسي راحت تر دوستان ، بصورت post در وبلاگ درج شد )

* * *

سلام محمد جان . از اينكه به ما استادانه سر زدي بسيار ممنونم . بله همينطور كه در جريان هستي خيلي از كساني كه به ظاهر خودي هستند بيشتر ضربه ميزنن تا اغيار ! به هر حال .... .  از توجه موشكافانه اي كه به قطعه يك دقيقه وبلاگ كردي ممنونم . عرض شود كه اين قطعه كاملا بداهه و بدون تكرار نواخته شد ، با اصرار يكي از دوستان ! باري عزيز هيچ گاه خود را نوازنده ندانسته و نميدانم ولي نكاتي را قابل بيان ميدانم كه در پي عرض خواهم كرد .

 

1/ قطعه بيداد  جناب مشكاتيان را به ياد ندارم و شايد بارها شنيده باشم ولي اگر شباهتي وجود دارد از روي طوطي وار نوازي نبوده و با كمي تحقيق شنيداري ميتوانيد نظير اين موتيف را در آثار گذشتگان بيابيد . پس اين خرده گيري شما ميتواند به جناب مشكاتيان نيز بسط پيدا كند كه چرا فلان جمله را شبيه فلان جمله مرحوم حبيب سماعي نواخته اند !!! به وضوح قطعاتي را از حضرات شنيده ام كه  در صفحات سنگي توسط قدرمردان فقيد موسيقي ايران زمين نواخته شده اند ..... بگذريم ....

 

2/ اين مورد هم تقريبا مثل مورد يك ميباشد با اين تفاوت كه حضرت عليزاده تنها كسي نيست كه ميراث دار اين شيوه يه ريز نوازي ميباشد ! و در كارهاي ديگر عزيزان استاد نيز ميتوان چنين نواختن را ياد كرد . از جمله مرحوم علي اكبر خان شهنازي و بخصوص عبدالحسين خان شهنازي . . . نميدانم شما وقتي به اين دقت مضرابهايه چپ و راست را از هم تشخيص ميدهيد چگونه اين قطعه را جويده نوازي ميناميد ؟!!!!! اين قطعه همچنان كه ميشنويد حال و هواي دروني نوازنده را ميرساند . همچنين خواستم در بحث وبلاگ هم تاثير گذار باشد . 3/ دوست عزيزم اين قطعه ايده نيست !!!! در خلال يك جمله حالات مختلف از مايه هاي مختلف را نواختن نيست !!!!!! چيزي در حدود مركب نوازي در يك جمله نيست !!! عزيز دلم در اين چند ثانيه سه يا چهار گوشه از دستگاه همايون مداما در حال اتصال به يكديگرند و در اين ميان بيان مايه هاي مختلف و مركب نوازي از جنابعالي مرا سخت متحير كرد !!!!!!

 

4 / صحبت از زمانبندي كرديد . اين را نيز از شما بعيد ميدانم ! شما كه اهل اين طريق هستيد . ,, 1 / زمان قطعه بسيار كوتاه ! 2 / فواصل در اجرا بلند ! 3 / بالا بودن سرعت پاساژها و تحريرها و . . . (به اقتضاي حال و هواي حاكم بر قطعه) 4 / بداهه بودن قطعه و حالات حاكم بر نوازنده و ...  . بنا بر اين موارد و اينكه قطعه از چهار جمله تشكيل شده و به خاطر ارتباط نزديك جمله ها هيچ گونه كاستي در زمانبندي احساس نميكنم !

 

5 / قطعه را 2 تن از دوستان عزيزم كه از شاگردان يكي از اساتيد بحث ميباشند با زمانهاي كمتر از نصف نواختند . خود نيز نواختم . حالتي را كه شما بيان كرديد در نيافتيم !!!! خوشحال مي شوم اگر شما اين قطعه را با سرعت مورد نظرتان براي ما بنوازيد و بفرستيد تا بدانيم  چه حالتي منظور شماست !

 

6/ در مورد تركيب و استفاده از مولفه هاي مختلف و گرد آوردن آنها در يك متن بايد عرض كنم كه در قطعه مذكور تركيب عميقي وجود ندارد ، چه در مضراب نوازي و چه در تركيب سبكهاي مورد نظر !!!!!     به دليل سادگي قطعه و تركيب آن اين مبحث را ادامه نميدهم .

 

7/ در مورد پابلو كازالس كاملا موافقم . 8 / عزيزم ، برادر ، در جمله اول قطعه با مضراب راست بر روي پرده هاي دو و سي و لا  بكار ، نواخته ميشود كه شما لاي كرون شنيده ايد ! و در اين حال در ابتداي جمله دوم تقريبا همين پرده گيري با مضرابهاي ديگر نواخته ميشود . بنده با يكنواختي در قطعات و كارها موافق نيستم ، و هميشه سعي كرده ام كه طوطي وار فقط نوازنده رديف و سبك حضرات نباشم  و جملات يكسان را در فواصل مختلف با مضرابهاي گوناگون اجرا كنم . اين احساس كه قطعه اي با جمله هاي  يكسان ولي با مضرابهاي متفاوت به دگرگوني و شكنندگي برسد براي من نا مانوس است !

 

9/ اگر به قطعاتي كه اساتيد بزرگ ما در بداهه نوازي ها اجرا كردند خوب دقيق بشويد حتما مواردي آني از قبيل نا هماهنگي دست راست و چپ و گاهي فرار مضرابي از روي سيم را خواهيد يافت !!! در يكي از كنسرتهاي جناب شجريان در آمريكا ، چند بار آقاي پيرنياكان چنين وضعي ميابند و همچنين از حضرت لطفي در آمريكا كه چنين ميشود !!! . . . به هر حال هرگز به اين نتيجه نرسيدم كه دست راست اين دو بزرگوار از دست چپ آنها قويتر يا ضعيف تر است !!!(البته سوء تفاهم نشود ، من خود را با كسي قياس نميكنم ) در مورد دراب و ديگر موارد بايد عرض كنم كه اين قطعه چنين ايجاب ميكرد و به خاطر لحن و بيان قطعه از اين نوع مضراب استفاده شده است و دليل بر چيز ديگري نيست .

 

10/ بله عزيز ، جمله سوم هنگام يكي از پوزيسيون ها مقداري نا هماهنگي وجود دارد كه طبيعتا در زمان اين جمله به طور آني و فقط تا پايان موتيف ِ بعد از پوزيسيون مذكور تاثير ميگذارد . دوست عزيز اينكه چنين مواردي پيش نيايد لازم نيست نوازنده براي پوشاندن ضعف آنى به حربه هاي ديگر روي بياورد ! چرا كه اين خود ضعف بزرگتريست ! من ميتوانستم اين قطعه را بارها و با دقت بالاتر اجرا كنم و حتي چند روز تمرين !!!! و در بين انها بهترين اجرا را انتخاب كنم ! و در ضمن اين موتيف نيازي به تكيه ندارد چرا كه تنها يك رفت و برگشت نيمه بلند در بالا دسته است كه در نهايت به پرده بم نيز اشاره ميكند و فقط پرده گيري ساده ميباشد و نميدانم شما چه شنيده ايد !!!!

 

11 / اينكه شما نظر به زيبايي جمله چهارم و پاياني داريد ممنونم . ولي در مورد سه كلمه تند ، نا دقيق ، و عجولانه عزض كنم عجولانه بودن نا محسوس را به دليل شرايط حاكم بر آن ساعت كه اجرا كردم قبول دارم . . .  در مورد دقيق بودن كار عرض كنم ، كار بداهه، زمان قطعه ناچيز، و . . . اگر به شما بگويند كه سازت را بردار و يك قطعه با فلان مضمون (با توجه به موضوع وبلاگ) در 55 تا 60 ثانيه بزنيد چه ميكنيد !!!؟!!! وقتي كه يك چشمتون به ثانيه و يك چشم به دسته ساز با فواصل پرده اي زياد و با اين سرعت ، خدايي چه ميكنيد !؟!؟!     در مورد سرعت كار حرف خاصي ندارم . اين مضمون با اين سرعت همسو است . و اگر از اين آرام تر نواخته بشود به حالت قطعه آسيب ميرسد ، سرعت و ايست هاي ناگهاني در پرده هاي بيات راجع و بيداد گواه اين مطلب است .

 

12 / خوشحالم كه به نظر شما من با جناب عليزاده اين مشكلات رو هر دو با هم داريم !!! ( بگو عليزاده آجيل مشكل گشا ميخواست !!!) در مورد اجراي تكيه بر روي سيم زرد ، چشم ! از طرف خودم قول ميدهم كه انجام دهم ولي از طرف آقاي عليزاده نميتوانم قولي بدهم !!! 13 / مرد بزرگ عليرقم گفته شما كه : "كار خوبي نكرده ايد اين قطعه را نقد كرده ايد و در حقيقت شيوه نوازنده را ،" من بسيار با اين كار موافقم ، هر چند جنابعالي به چند نكته توجه نكرديد .( 1/ با چند لحظه شنيدن ساز از كسي نميتوان گفت كه دقيقا چه سبكي دارد ! 2 / اين قطعه از ادوات مضرابي جناب عليزاده برخوردار هست ولي نوازنده اصلا متكي به سبك ايشان نيست . 3 / در مورد نوع بيان حالات قطعه به وسيله مضرابهاي ياد شده، توسط شما نوعي قضاوت سمبوليك به نوازنده تحميل ميشود ! كه با توجه به تنوع بسيار بسيار زياد مضراب نوازي و داشتن حق انتخاب توسط نوازنده البته به شرط رعايت زيبايي شناسي انتقاد  شما را در اين زمينه نيز نمی پذيرم ....

 

14/ صحبت هاي ديگر تكرار مكررات است و به قول شما سر و ته يك پل را رفتن و برگشتن ، هرچند براي اين مطالب كه قريب به چند ساعت وقت مرا گرفت ميتوان اين مثال را آورد ولي نهايت كم لطفي شماست كه قطعه چند ثانيه اي را به رفتن و برگشتن يك پل نسبت دهيد ! نقدي كه شما از اين 5۰-60 ثانيه كرديد تا حالا نديده بودم كسي از كنسرتي چند ساعته به عمل بياورد !!!! من خجالت ميكشم چرا كه براي قطعه به اين كوتاهي صحبت به چه جاهايي كه كشيده نشد ! از اين كه دست و پنجه حقير را حيف ميدانيد و دلسوخته راه مينماييد سپاسگذارم . ولي از شما تمنــّـا دارم چنين زود دست تطاول به احساسات خود نگشاييد . از اينكه اهل بحث و نقد هستيد بسيار خوشحالم . ولي فراموش مكن :

       " عيب مي جمله بگفتي ، هنرش نيز بگو *** نفي حكمت مكن از بهر دل عامي چند "

 

 

گنج سوخته

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد(نظر بدین )

عناوین مطالب وبلاگ

نقـــدِ يك انتقـــاد :: جمعه ٢٥ مهر ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

نقـــدِ يك انتقـــاد :: جمعه ٢٥ مهر ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

نقـــدِ يك انتقـــاد :: جمعه ٢٥ مهر ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

نقـــدِ يك انتقـــاد :: جمعه ٢٥ مهر ،۱۳۸٢





 

عناوین مطالب وبلاگ

نقـــدِ يك انتقـــاد :: جمعه ٢٥ مهر ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

نقـــدِ يك انتقـــاد :: جمعه ٢٥ مهر ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

نقـــدِ يك انتقـــاد :: جمعه ٢٥ مهر ،۱۳۸٢






 
 


درباره مـَکتبکده


مـَـکتبـــکده
محفوظات مکتبــکده
پیک با کفتر برقی


جمال استاد



 

متن زیز را در ویرایش قالب وبلاگ خود کپی کنید تا لوگوی بالا در وبلاگتان قرار گیرد


 


سر خوشان



~~> *** <~~

و

  مکاتبه فوری


< :: زاغ سیاه برقی :: >


::قلنــــــدرانه::